مصاحبه ای خواندنی و جدید استاد با مجله همشهری ۲۴ در ماه پیش
خیلیها شما را متهم میكنند كه به جای یك نقد صریح و تند گاهی اوقات به بیادبی متوسل میشوید. چه تفاوتی بین بیادبی و نقد تند در نظر شما وجود دارد؟
به نظر من نقد تند و كند نداریم. نقد، نقد است. نسیه نیست. نقد یعنی نظر یك منتقد نسبت به اثری كه دیده است. قطعا هر نقدی كه میكنم سلیقه شخصیام است و سلیقه هم جزئی از نقد است. لحنی هم كه به كار میبرم بخشی از نقد من است و علاقهای هم ندارم كه آن را تغییر دهم. بیادبی و با ادبی به این معنی كه بعضی از دوستان میگویند را نمیفهمم. بعضی از واژهها كه به نظر بعضیها كه ادعای ادب میكنند ولی یك ادب قلابی و كاذب دارند را هم قبول ندارم. افرادی كه روی بعضی حرفهای من برچسب بیادبی میزنند خودشان بدترین بیادبیها را در كارهایشان به كار میبرند. مثلا در همین فیلم جرم كه حرف من در موردش جنجال بیمورد درست كرد، بدترین الفاظ و فحش كوچه بازاری به كار گرفته شده و هیچ كس هم صدایش در نیامد. این بیادبی نبود. فقط شاید استفاده از این واژه در تلویزیون و از یك برنامه زنده مناسب نبود.
پس شما قبول دارید كه به كار بردن این لفظ در تلویزیون و در برابر مردمی كه در عرف آنها این كلمه كاملا مفهوم بدی دارد اشتباه بوده است؟
نه بحث اشتباه بودن نیست. چون این كلمه ممكن است در تلویزیون ما و از زبان وعاظ گوناگونی بیان شود و به هیچ كس هم بر نخورد، چون بحث فقهی قضیه را مطرح میكنند. من با به كار بردن این لفظ قصد توهین نداشتم و جالب است كسانی شروع به جنجالسازی كردند كه از قبل هم با من و با نقد مسئله داشتند.
خیلی وقتها احساس میشود كه شما قبل از اینكه برنامه هفت شروع شود با قصد تخریب یك فیلم و كارگردان آن وارد برنامه میشوید و اصلا دوست دارید كه به هر قیمتی مخالف باشید.
قطعا من با فیلم بد مخالفت میكنم و به هیچ عنوان شوخی هم ندارم. فیلم بد از قبل خودش را تخریب كرده و من وظیفه دارم این تخریب را كامل كنم. وقتی فیلمی بد ساخته شده و توهین به شعور و سلیقه و زیبایی شناسی مخاطب است چرا من باید به آن لبخند بزنم؟ باید به شدت فیلمهای مستهجن تخریب شوند تا شاید كمتر شاهد ساخته شدن این گونه فیلمها در سینما باشیم.
ولی گاهی مشاهده میشود كه موضع شما نسبت به بعضی فیلمها تبعیض آمیز است. یعنی در برابر بعضی فیلمها با كارگردانهایی خاص خیلی نرمتر برخورد میكنید. به همین دلیل نقدها گاهی بوی شخصی شدن میگیرد.
من در سینمای ایران همیشه به فیلم كار دارم نه به صاحب فیلم. هنوز ما به سینمایی نرسیدیم كه بتوان از آثار به صاحبان اثر برسیم. در این مورد هم كه شما میگویید به سه موردی كه میدانم منظور شماست اشاره میكنم. در مورد اخراجیها 3 و مسعود ده نمكی هر آن چیزی كه لازم بود بگویم را در برنامه هفت عنوان كردم با اینكه لحنم لحن همیشگی مسعود فراستی نبود. به نظرم اخراجیها 3 فیلم خوبی نیست. ده نمكی قبل از این فیلم دو فیلم قابل تحمل دارد ولی این فیلم اصلا در حد و اندازههای اخراجیها 1و 2 نبود. این دقیقا همان نظری است كه در مورد مجید مجیدی دارم. معتقدم كه بچههای آسمان فیلم بسیار خوبی است و این فیلمهای آخر فیلمهای خیلی بدی هستند. خوبی و بدی اثر است كه لحن من را مشخص میكند و...
اما این حرفی كه میزنید با حرف قبلی شما متناقض است. اگر اخراجیها 3 فیلم بدی است پس چرا این قدر نرمتر از بقیه با آن برخورد كردید؟
در اخراجیها 3 مجموعه اتفاقات فرهنگی و سیاسی جامعه تا حدودی بر لحن من اثر گذاشت. خارج از متن فیلم حاشیههای فراوانی وجود داشت. خیلیها این فیلم را بایكوت كردند و خیلیها دست به تحریم فیلم زدند. بدون اینكه ملاحظهای برای این فیلم بكنم. فقط لحن كمی تعدیل شد.
خب اصلا چرا این اتفاق باید بیفتد وقتی شما داعیه بیتعارفی با هر فیلم و اثری را دارید؟
برنامه هفت زنده است و ممكن بود هر حرفی كه در مورد این فیلم زده میشد به سرعت جنبه سیاسی پیدا میكرد. من با این كارم سعی كردم كه حساسیتهای بیرون از متن فیلم را وارد مباحث سینمایی نكنم. من نمیتوانم ادعا كنم كه بدون توجه به حساسیتهای سیاسی و فرهنگی و التهابهای جامعه میتوانم رفتار كنم. این مسئله فقط در مورد من صدق نمیكند. خیلی از مواقع وجود یكسری شرایط خاص باعث میشود كه هر آدمی نخواهد خودش را وارد مسائلی كند كه به حیطه كاریاش مربوط نمیشود. در فیلم نفوذی هم تقسیم وقت به درستی تقسیم نشد. و من به خوبی فرصت نداشتم حرف هایم را بزنم و متاسفانه با اینكه معتقد بودم با فیلم بسیار بدی مواجه هستم ولی نتوانستم با آن وضعیت (كه شامل خیلی مسائل میشد) به مخاطب بگویم این فیلم كه داعیه جانبداری از دفاع مقدس را هم دارد كه اصلا اینگونه نیست فیلم بسیار بدی است. مورد سوم هم فیلم ملك سلیمان بود. من در جشنواره فیلم فجر دو سال پیش كه فیلم اكران شد نقد تندی برای این فیلم نوشتم ولی در لحن تلویزیونیام بسیار مودبانه برخورد كردم. معنی این قضیه این نیست كه من رعایت صاحب فیلم را میكنم بلكه این مسئله حاصل مسائلی است كه در جامعه وجود دارد و من با درك این فشارها باید بتوانم فیلم را در برنامه زنده هفت به صورتی نقد كنم كه بعدها هم برنامه بتواند كارش را انجام دهد. اما من حرف اساسی خودم را در مورد اینگونه فیلمها میزنم ولی با لحنی كه لحن واقعی خود من نیست.
پس شما با یك دید شخصی مبنی بر اینكه نقد صریح یك فیلم ممكن است با شرایط جامعه همخوانی نداشته باشد لحن خود را تغییر میدهید؟
بله. سعی میكنم لحنم را كنترل كنم و خیلی راحت و رك به قضیه نپردازم. ببینید سازش روی اصول نباید انجام شود. برای سازش نكردن روی اصول باید یاد بگیریم در صورت لزوم روی فروع سازش كنیم. كسی كه این را نفهمد حتما روی اصول سازش میكند.
بازخوردهای مردم از دیدن یك فیلم تا چه حد بر نقدی كه میكنید تاثیر گذار است؟
سعی كردهام در نقدهایم هم موضع مخاطب عمومی سینمای ایران باشم و این مسئله دغدغه است. اما به جز موارد خاصی كه متاسفانه از دستم در رفته است خیلی جاها موضع مخاطب عام را فرموله میكنم و سعی میكنم كه در كنارش مخاطب خاص را هم در نظر بگیرم. ضمن اینكه خیلی جاها به دلیل محدودیتهای زمانی و سایر مسائل كه قبلا گفتم نظر من در حد اعلام موضع گفته شده و نتوانستهام موضع خودم را كامل و شفاف بیان كنم ولی در هر صورت چه در زمانی كه اعلام موضع میكنم و چه در زمانی كه حرفم را كامل میزنم بازخوردهای مردم در نوع نقد من تاثیر گذار است.
به نظر خودتان نقدی كه شما انجام میدهید چه فرقی با دیگر منتقدان سینمایی دارد؟
اكثر منقدان ما خیلی با فیلمها تعارف دارند و نظر خود را در مورد یك فیلم شفاف بیان نمیكنند. اگر یك فیلم بد است خب با دلایل درست آن را نقد كنید. تعارف و ملاحظه كاری یا به اصطلاح یكی به نعل زدن یكی به میخ عادت من نیست. اصلا شخصیتم اجازه چنین كاری را به من نمیدهد. در ضمن روابط عمومی هیچ فیلمی نبودهام و نخواهم بود.
انتقاد مهمی كه به شما وارد میشود این است كه شما روی فیلمی كه نقد میكنید تسلط ندارید یاخیلی از صحنههای فیلم را ندیده اید. حتی گاهی گفته میشود كه شما در بعضی از این فیلمهای كمدی اصلا فیلم را نمیبینید. در حالی كه یك منتقد برای نقد یك فیلم حداقل باید دو یا سه بار آن را ببیند.
به نظرم فیلمهای ایرانی در حد و اندازهای نیستند كه با یك بار دیدن نتوانیم همه آن چیزی كه قرار است در نقد باشد را بگوییم. من خیلی اوقات 10 دقیقه از یك فیلم گذشته و من آن را میبینم ولی هیچ چیز مهمی از دست ندادهام. فیلمهایی كه به راحتی و با چند دقیقه دیدن دقیقا میشود فهمید كه كل ماجرا و داستان تا به انتها چیست. مطمئن باشید اگر قرار نبود كه در یك برنامه زنده تلویزیونی این فیلمها را نقد كنم قطعا نمیتوانستم دیدن هیچ كدام از آنها را تحمل كنم. مثلا فیلم خانم میلانی غیرقابل تحمل بود ولی من نشستم و یك ساعت و نیم فیلم را دیدم. فیلمی كه نه افت و خیز دارد، نه درامی در آن شكل میگیرد و نه شخصیت پردازی درستی دارد. دیدن پنج دقیقه ابتدایی این فیلم برای من كافی بود ولی متاسفانه باز هم تحمل كردم و تا انتهای فیلم را دیدم. البته این مسئله را رد نمیكنم من بارها شده كه سه دقیقه از یك فیلم را دیدهام و از سینما بیرون آمدهام و بعد هم گفتهام كه فیلم بدی است. اما این مسئله در مورد فیلمهایی كه قرار است در برنامه هفت نقد شوند صدق نمیكند. من بدترین فیلمهایی كه یك منتقد میتواند در زندگیاش ببیند را به خاطر برنامه هفت تا آخر دیده ام. بعضی را هم كه كامل ندیده ام، در جشنواره اصلا نقد نكرده ام.
برنامه هفت تنها برنامه نقد جدی فیلمهای سینمای ایران در تلویزیون است و شما خواسته یا ناخواسته به جایگاهی در تلویزیون رسیده اید كه ممكن است نظر شما در خوب یا بد بودن یك فیلم بر تعداد مخاطب آن تاثیر بگذارد. با توجه به اینكه ما كلا 50 تا 60 فیلم در سینماها اكران میكنیم. این نقدهای تند شما ممكن است تاثیر منفی بر سینما رفتن مردم بگذارد. فكر نمیكنید این مسئله برای سینما خوب نیست؟
سوال بسیار خوبی است. این دغدغه دست اندركاران برنامه هفت هم هست. به عنوان یك مخاطب جدی سینما یا منتقد خیلی خوشحالم كه نظرم ممكن است حتی ذرهای بر فروش یك فیلم اثر گذار باشد. دست اندركاران فیلم طلا و مس معتقدند كه بعد از نقد من فروش فیلمشان تا حدودی افزایش پیدا كرده است و این برای من امتیاز بزرگی است. خب این خیلی خوب است كه یك منتقد بتواند فروش یك فیلم خوب را بیشتر كند و صورت دیگر قضیه هم به همین صورت است. اگر نقد تند من برای یكسری فیلم مستهجن و مبتذل مثل همین بهاصطلاح كمدیهای بیارزش مخاطبان آن را كمتر میكند باز هم یك اتفاق بسیار خوب برای سینمای ایران است.
اگر مردم با یك نقد تند به دیدن فیلمهای بیهویت، توهین آمیز و ضد سینما نروند نشانگر این است كه آرام آرام سطح شعور مخاطبان ما در حال افزایش است و در این حالت مطمئنا دیگر كسی نمیتواند هر آشغالی را به خورد مردم بدهد. خوشحالم كه برنامه هفت توانسته تا حدی مرگ این فیلمهای مبتذل و شبه سینمایی را جلو بیندازد. كسانی كه یك فیلم به اصطلاح كمدی را در 19 روز جمع میكنند و كنار شانههای تخم مرغ به مردم میدهند باید سطح خود را بالا ببرند وگرنه به زودی به بن بست بسیار بدی میخورند. این بن بست به نفع سینمای ایران است.
برای مخاطبان عام ایرانی معمولا كسانی كه از موضع مخالفت در مسائل مختلف وارد میشوند خیلی جذاب ترند و دقت بیشتری هم به حرفهای چنین شخصیتهایی میكنند. گاهی احساس میشود شما دوست دارید با نقدهای تند و بیپروا و یكسری حركتهایی كه شبیه شومنهای تلویزیونی است نظر مخاطب عام را به خود جلب كنید.
در این زمینه كه چقدر از حرفها و حركات من شومنی است و چقدر واقعی، دفاع خاصی ندارم. اما برای كسانی كه این مسئله دغدغه آنهاست پیشنهاد میكنم كه بروند و نقدهای من در دهه شصت و هفتاد را بخوانند. رد پای مدل نقدهای امروز من در آن سالها به خوبی دیده میشود. حتی در خیلی از مواقع من بسیار تندتر از امروز بوده ام. نقدهایم در مورد مخملباف، كیارستمی، كیمیایی، هامون و حتی فیلم مادر علی حاتمی در آن سالها را بخوانید، آن نقدها خیلی تندند. لحن من هم جزیی از شخصیت من است. خارج از برنامه هفت، در خانه، پیش دوستانم و حتی در كلاس هایم هم همین هستم. هیچ وقت دوست نداشتم ژستی را بگیرم كه مال خودم نیست یا حرفی را بزنم كه به آن اعتقاد ندارم. ادای كسی را درنمی آورم و تمام آن چیزی كه شما در صفحه تلویزیون میبینید حس واقعی و در لحظه من است.
شما معتقدید كه حس و حرف هایتان در هفت حس همان لحظه است. برنامه هفت هم برنامه زندهای است كه فقط همان حس لحظه شما را بدون هیچ كم و زیادی منتقل میكند. فكر نمیكنید بعضی مواقع با توجه به همان حس لحظهای حرف اشتباهی زده اید یا موضع اشتباهی در مورد یك فیلم گرفته اید؟
من تا این لحظه از هیچ كدام از نقدهایم پشیمان نیستم و معتقدم حتی به كار بردن تندترین كلمات و جملات كه قبلا هم به آنها اشاره كردهام هیچ اشتباهی نكردهام كه الان بخواهم از آن پشیمان باشم. تنها چیزی كه از ان پشیمانم این است كه در دو سه مورد متاسفانه مجبور شدم ملاحظه كاری كتم كه دلایل آن را هم توضیح دادم.
فكر میكنید دلیل اینكه خیلی از منتقدان سینما موضع منفی به رویه شما گرفتهاند چیست؟
فكر میكنم مسئله روشن است. بگذریم. البته بعضی از منتقدینی كه از دوستان خوب من هستند فقط در زمینه بعضی موضع گیری هایم با من اختلاف نظر دارند و این طبیعی است ولی در مورد بقیه برخوردهایی كه میبینم بدون شك اساسش چیز دیگری است. چون من دارم كارم را بهدرستی انجام میدهم و خوب نقد میكنم.
به چه دلیل اینقدر مطمئن هستید كه خوب نقد میكنید؟
چون به خودم اعتماد دارم. از سواد لازم برای كاری كه انجام میدهم برخوردارم. بیشتر از خیلیها نسبت به سینمای كشورم دلسوزم و از همه مهمتر قدرت و جسارت بیان نقدهایم را دارم و پای آنها میایستم.
به نظر شما اگر برنامه هفت زنده نباشد چه اتفاقی برایش میافتد؟
كل خاصیتش را از دست میدهد.
در ایام عید برنامه طنزی پخش شد كه بعضی از مجریان تلویزیونی را به صورت كمدی نشان میداد. یكی از شخصیتهایی كه مردم به شدت از آن استقبال كردند آقای سفارتی بود كه به نوعی كاریكاتور شما محسوب میشد. برخوردتان با این برنامه چگونه بود؟
تندی برنامه كم بود. باید خیلی تندتر از اینها من را میزد. حركات فیزیكیاش تا حدودی شبیه به من شده بود. مثلا «سلام، مخالفم» خوب بود. عینك بازیاش خوب بود اما متن قوی در كار نبود. از همه مهمتر نسبت به نقد من محافظه كار بود، من از محافظه كاری خوشم نمیآید. خلاصه باید نقد را تاب آورد و در كنارش طنز را.